باقيات صالحات

«المال و البنون زينه الحيوه الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربک ثواباً و خير املاً«؛ «اموال و پسران، تجمّل زندگي دنيوي است و کارهاي ماندگار شايسته نزد پروردگارت خوش پاداش تر و اميد بخش تر است.»(سوره کهف،آيه 46)
در خصوص معنا و مفهوم " الباقيات الصالحات" وجوه چندي بيان شده؛ از جمله عبدالله عباس و عکرمه و مجاهد گفته اند:«به معناي سبحان الله و الحمدالله و لا اله اله الله و الله اکبر است. چون بنده اين را گويد، گناهانش بريزد مثل ريختن برگ از درخت.»روايات فراواني در همين باره از پيامبر نقل شده است.
عدّه اي آن را صلوات بر محمد و آلش دانسته اند. برخي هم آن را به معناي روزه، حج، عتق، جهاد و صله ي رحم گرفته اند. عطيه آن را به معناي سخن نيکو دانسته و حسن بصري گفته: به معناي نيّات است که به وسيله ي آن، اعمال پذيرفته مي شود. و قتاده معتقد است که" الباقيات الصالحات" هر طاعتي است که براي خدا انجام شود.
امام باقر (ع)آن را به معناي قيام الليل لصلوه الليل دانسته اند.
برخي گفته اند: منظور از " الباقيات الصالحات " دختران صالح هستند؛ به دليل" هن ستر من النار" که سبب نجات والدين باشند. ابن مسعود و سعيد بن جبير گفته اند که به معناي نمازهاي پنجگانه است و در همين خصوص از امام صادق (ع) نيز روايتي نقل شده.
در کتاب ابن عقده گفته شده که امام صادق (ع) به حصين بن عبد الرحمان فرمودند:«لا تستصغر مودّتنا فانّها من الباقيات الصّالحات«؛««يعني اي حصين! دوستي ما را کوچک منشمار؛ زيرا از باقيات صالحات است.«
امام قشيري گفته:«باقيات صالحات آن عمل است که مشوب به طمع و غرض نباشد؛ بلکه خالصانه لوجه الله باشد.«
بهترين تفسير باقيات صالحات آن است که نظريّات گوناگون بيان شده درباره ي آن را مصاديق آن بدانيم و بگوييم باقيات صالحات به معناي اعمال صالح است چون اعمال انسان نزد خداوند براي انسان محفوظ است. چنان چه عمل انسان صالح باشد، باقيات صالحات خواهد بود و اين گونه اعمال نزد خداوند ثواب بهتري دارند؛ چون خداوند تعالي به آنان که آن ها را انجام مي دهند، جزاي خير مي دهد. (
طباطبايي، 1380، ج 12، ص 442)
مي توان گفت: همه ي کارها و اعمالي که خدا و رسول (ص) آن را نيک بدانند، مشمول باقيات صالحات است. گفتار و عباداتي که چنين باشند نيز از باقيات صالحات به شمار مي روند يا اين که باقيات صالحات، يعني ارزش هاي پايدار و شايسته نزد خداوند.
چنان چه الباقات الصالحات را به معناي اعمال صالح يا مطلق کارهاي نيک بدانيم، وقف نيز يکي از مصاديق آن خواهد بود؛ چه آن که تشويق گفتاري و عملي معصومان (ع) درباره ي وقف، نشان مي دهدکه وقف از مصاديق عمل صالح است، به ويژه با توجّه به اين که در پاره اي از روايات، وسيله ي نجات انسان در قيامت دانسته شده. (
مکارم شيرازي،1380، ص 445)
از همين روي است که خزايـلي درباره ي اين واژه گفته:«مراد از باقيات صالـحات که در نزد پروردگار از جهت عمل و ثواب نيکوتر است، وقف تواند بود که صدقه ي باقيه است.»
مشابه آيه ي ياد شده، آيه ي 76 سوره ي مريم است که خداوند در آن فرموده:«و يزيد الله الذين اهتدوا هدي و الباقيات الصالحات خير عند ربک ثواباً و خير مرداً«؛ «و خدا بر هدايت هدايت يافتگان مي افزايد و اعمال صالحي که اجرش نعمت ابدي است، نزد پروردگار تو بهتر است هم از جهت ثواب الهي و هم از جهت حسن عاقبت آخرتي.«
بنابر حديثي که کليني (
ج 2، ص 506) و ديگران از پبامبر صلّي اللّه عليه وآله وسلّم نقل کرده اند، شخص مخاطب آن حضرت، پس از شنيدن آثار اخروي اذکار تسبيح و تحميد و تهليل و تکبير و اينکه آنها مصداق " الباقيات الصّالحات " اند، باغي را که در دست احداث داشت در راه خدا و براي مستمندان وقف کرد؛ با اين همه، از صورت واقعه برنمي آيد که رسول خدا صلّي اللّه عليه وآله وسلّم اين اقدام او را از " الباقيات الصّالحات " شمرده باشند. منشأ اين دلالت عرفي را مي توان احاديث فراواني دانست که درباره ي اهميّت صدقه ي جاريه (وقف و امثال آن) روايت شده است. بر طبق اين حديث، يکي از مواردي که پس از مرگ سبب استمرار کسب ثواب و اجر مي شود وقف است. بنابر اين، به لحاظ همين استمرار کسب مي توان آن را حتّي بعد از مرگ نيز " باقي " (باقيات صالحات) دانست. (خزايلي، 1379، ص 137)