قصد قربت
قصد قربت
3.«ليس البرّ ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البرّ من آمن بالله و اليوم الاخر و الملائکه و الکتاب و النبييّن و آتي المال علي حبه ذوي القربي و اليتامي و المساکين و ابن السبيل و السائلين و في الرقاب و اقام الصلوه و آتي الزکوه الموفون بعهدهم اذات عاهدوا و الصابرين في الباساء و الضراء و حين الباس اولئک الذين صدقوا و اولئک هم المتقون«؛ «نيکي فقط به اين نيست که صورت خود را به سوي مشرق و مغرب کني؛ بلکه نيکو کار کسي است که به خدا و روز رستار خيز و فرشتگان و کتاب آسماني پيامبران ايمان آورده و مال خود را با تمام علاقه اي که به آن دارد، به خويشان و يتيمان ومسکينان و در راه ماندگان وسا ئلان و بردگان انفاق مي کتد و نماز را برپا مي دارد و زکات مي دهد و به عهد خود در وقتي که عهدي بستند وفا مي کنند و در برابر محروميّت ها و بيماري ها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مي دهند. اينان کساني هستند که راست مي گويند و اينان هستند پرهيزگاران.»
اين آيه پس از تغيير قبله از بيت المقدس به سوي مسجد الحرام در پاسخ اعتراض يهود و نصارا به اين تغيير قبله نازل شد؛ چه آن که نصارا به سوي مشرق، و يهود به سوي مغرب عبادات خود را انجام مي دادند و کعبه که قبله ي مسلمانان قرار داده شد ميان آن دو قرار داشت.
اين آيه از حيث جامعيّت صفات نيکو کاران، مهم است و به تمام اصول اعتقادي و عبادي و اجتماعي اشاره کرده؛ جون به شش موضوع اساسي، يعني ايمان، انفاق، نماز، زکات، وفاداري به عهد و صبر و بردباري اشاره دارد. (مکارم شيرازي، 1380، ص177)
همان گونه که پيش تر اشاره شد، در آيه «برّ»به همه ي خوبي ها اعمّ از فعل قلبي، مثل نيّت پاکيزه، يا فعل اعضا و جوارح، مثل ا نفاق کردن در راه خدا و عبادت کردن دلادت دارد و چنان که پيش تر نيز اشاره شد، با توجّه به مطلوبيّت وقف، وقف نيز مي تواند يکي از مصاديق«برّ»باشد و از همين روي، اقاي دکتر خزايلي، ذيل اين آيه گفته:«برخي از فقها ضمير در " علي حبّه"را راجع به خدا دا نسته اند و از اين جهت، قصد قربت را شرط صحت وقف گرفته اند.»
در اين که آيا قصد قربت در وقف شرط است يا نه، بين فقيهان اختلاف نظر وجود دارد. اگر قصد قربت در وقف شرط باشد، وقف از مستحبات و عبادات خواهد بود؛ براي مثال، مرحوم بجنوردي گفته:«چون ماهيّت وقف، ماهيّت صدقه اي است، لذا به احتياط وجوبي بر اشتراط قصد قربت در وقف معتقد هستم.»و در مقابل شهيد ثاني گفته: قصد قربت شرط نيست؛ چون دليلي بر شرطيّت آن نداريم؛ ولي اگر واقف بخواهد ثواب ببرد، بايد قصد قربت کند.
همچـنين مرحـوم فاضل مقـداد ضمن اين کـه اين آيـه و آيه ي قبـل را در شمـار آيـات مربـوط به وقـف ياد کرده، در عبارت " علي حبّه" گفته:«عـلي حبـّه اي علي حب الله و قيـل حب الايتـاء او حـبّ المـال و الاول اوجـه لتضمـنه الکل و لـدلالته علي الـقرابه و الاخـلاص«؛ يعني درباره ي مرجع ضمير در " علي حبّه " سه احتمال داده، و بهترين آن را برگـشت ضميـر به نام شريف الله دانسته اند؛ چون که همه ي معاني را در بر دارد و از اين گذشته بر قربت و اخلاص دلالت مي کند. (خزايلي،1379، ص 127)